|
... ای عشق از آتش اصل و نسب داری از تیره دودی از دودمان باد آب از تو طوفان شد، خاک از تو خاکستر از بوی تو آتش درجان باد افتاد ...از خاک ما در باد بوی تو می آید تنها تو می مانی ما می رویم از یاد (قیصر امین پور)
در این سکوت سرد سترون ترانه باش شور حضور بحر تویی ، بی کرانه باش بال و پر رهایی از این دام و دانه باش آتش بگیر از غم و از داغ دل بگو خاموش می شوی و فراموش می شوی فانی شو از بقای جهان جاودانه باش تا کی اسیر ظلمت خاکی؟ جوانه باش جز روح تو نشانه آن بی نشان کجاست؟ آيينه شو نشانه آن بي نشانه باش سروده: سعید یوسف نیا
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 12:53  توسط سید حسین هاشمی
|
|
|