تبليغاتX
موسسه فرهنگی هنری عرفان
غروب ابری یک پنج شنبه بود انگار...|

خدا

مرثیه

در آن غروب تو با  رفتنی به آن سردی ...

 

بی تو ای تبسّمت زلال مثل آسمان

گریه میکنیم با تمام دردهایمان

.

بی تو چشمهایمان دچار بی قراریند

لحظه هایمان دقیقه های سوگواریند

.

ای بهانهء سرود سوگنامه های ما

بی تو رنگ شب ضمیمه شد به جامه های ما

.

بعد رفتن تو مُرد شعلهء امید ما

غرق بی ستارگی شد آسمان عید ما

.

با غروب خود سپیده را به شب گره زدی

پشتمان شکست روی شانه ها که آمدی

.

زود بود روی شانه های جمع بردن ت

این چنین به انزوای خاک ها سپردن ت

.

بی تو مبتلای درد و داغ و اشک و آتشیم

نیستی ببینی از نبودنت چه می کشیم*...

.

.

.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 2:48  توسط سید حسین هاشمی  | 
قیصر امین‌پور (۱۳۳۸ - ۱۳۸۶) شاعر معاصر ایرانی. او در سال ۵۸، از جمله شاعرانی بود که در شکل‌گیری و استمرار فعالیت‌های واحد شعر حوزه هنری تا سال ۶۶ تأثیر گزار بود. وی طی این دوران مسئولیت صفحه شعر ِ هفته‌نامه سروش را بر عهده داشت و اولین مجموعه شعر خود را در سال ۶۳ منتشر کرد. اولین مجموعه او «در کوچه آفتاب» دفتری از رباعی و دوبیتی بود و به دنبال آن «تنفس صبح» تعدادی از غزلها و شعرهای سپید او را در بر می‌گرفت.

 پیشینه

دکتر امین‌پور در ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ در گتوند دزفول به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در دزفول ادامه داد و در سال ۵۷ در رشته دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد ولی پس از مدتی از این رشته انصراف داد.

قیصر امین‌پور، در سال ۶۳ بار دیگر و این بار در رشته زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه رفت و این رشته را تا مقطع دکترا گذراند و در سال ۷۶ از پایان‌نامه دکترای خود با راهنمایی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی با عنوان «سنت و نوآوری در شعر معاصر» دفاع کرد. این پایان‌نامه در سال ۸۳ و از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.

قیصر امین‌پور، تدریس در دانشگاه را در سال ۶۷ و در دانشگاه الزهرا آغاز کرد و سپس در سال ۶۹ در دانشگاه تهران مشغول تدریس شد. وی همچنین در سال ۶۸ موفق به کسب جایزه نیما یوشیج، موسوم به مرغ آمین بلورین شد. دکتر امین‌پور در سال ۸۲ به‌عنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی برگزیده شد. او که در سال ۱۳۷۶ خورشیدی موفق به دریافت مدرک دکترا از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد، بعدها رساله خود با عنوان «سنت و نوآوری در شعر معاصر» را در قالب کتاب منتشر کرد.[۱]

از وی در زمینه‌هایی چون شعر کودک و نثر ادبی، آثاری منتشر شده‌است که به آنها اشاره می‌کنیم: طوفان در پرانتز (نثر ادبی، ۱۳۶۵)، منظومه ظهر روز دهم (شعر نوجوان، ۱۳۶۵)، مثل چشمه، مثل رود (شعر نوجوان، ۱۳۶۸)، بی‌بال پریدن (نثر ادبی، ۱۳۷۰) و به قول پرستو (شعر نوجوان، ۱۳۷۵).

از دیگر آثار قیصر امین‌پور، می‌توان به مجموعه شعر «آینه‌های ناگهان» ۱۳۷۲، «گزینه اشعار» (۱۳۷۸، مروارید) و مجموعه شعر «گلها همــه آفتابگردان‌اند» (۱۳۸۰، مروارید)،«دستور زبان عشق» (۱۳۸۶، مروارید) اشاره کرد. «دستور زبان عشق» آخرین دفتر شعر قیصر امین پور، تابستان امسال در تهران منتشر شد و بر اساس گزارش‌ها، در کمتر از یک ماه به چاپ دوم رسید.

دكتر قيصر امين پور در بامداد روز سه شنبه هشتم آبان 1386 بر اثر عارضه قلبي در بيمارستان دي تهران در گذشت.

 نمونه اشعار

 دستور زبان عشق

دست عشق از دامن دل دور باد!‏

می ‌توان آيا به دل دستور داد؟

می ‌توان آيا به دريا حكم كرد

كه دلت را يادی از ساحل مباد؟‏

موج را آيا توان فرمود: ايست!‏

باد را فرمود: بايد ايستاد؟

آنكه دستور زبان عشق را‏

بی ‌گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می ‌دانست تيغ تيز را

در كف مستی نمی ‌بايست داد

مرگ

وی پس از تصادفی در سال ۱۳۷۸ همواره از بیماری‌های مختلف رنج می‌برد و در نهایت حدود ساعت ۳ بامداد سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶ در بیمارستان دی درگذشت. گفته می‌شد که وی، پس از یک حادثه تصادف در سال ۱۳۷۸ خورشیدی، از بیماری‌های مختلفی رنج می‌برد و دست کم دو عمل جراحی قلب و پیوند کلیه را پشت سرگذاشته بود.

 منبع

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 2:6  توسط سید حسین هاشمی  | 
خدايا از تو ممنونم چه زيبا پاسخم گفتي
تورا از جانو دل خواندم سراپا پاسخم گفتي

تمناي دلم را در كمال سركشي گفتم
چو ديدي ناشكيبايم .شكيبا پاسخم گفتي


من از * بايد * سخن گفتم و با اصرار كوشيدم
و تو بي *شايد *و *ترديد * و *اما * پاسخم گفتي

زياده خواهي از من بود و لطف و مرحمت از تو
تمناي مرا ديدي مهيا پاسخم گفتي

كلامم نارسايي داشت با لكنت تو را هر دم
به سوي خويش ميخواندم . چه شيوا پاسخم گفتي

من از اعماق ذلت با تو درد خويش ميگفتم
تو اي محبوب از اوج ثريا پاسخم گفتي

مرا پرواي خواهش بود و بيمي بي امان در دل
تواي يار صميمي بي محابا پاسخم گفتي

تمام روز و شبهايم پر از شوق عبادت شد
ميان وحشت شبهاي يلدا پاسخم گفتي

نميگنجيد در باور چنين مقبول درگاهم
حقيقت داشت . دور از حدس ورويا پاسخم گفتي

بسي مغرورم از خود چون نمازم را پذيرفتي
من از تو قطره مي جستم تو دريا پاسخم گفتي

مرا تا روز محشر شرمگين از لطف خود كردي
بدين بي مايگي در حد والا پاسخم گفتي

كنون بر تك تك آيات قرآن مي خورم سوگند
كه ممنونم زتو پروردگارا پاسخم گفتي

تو را تنهاي تنها در كنار خويش ميبينم
كسي غير از تو اينجا نيست تنها پاسخم گفتي


+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 17:14  توسط سید حسین هاشمی  |