قطعا بهترین شب زندگی من 6آذر 1385 بود من بودم، عمو عماد بود، زن بود(بیتا)، حاج اشتری بود و مام آرش. شبی که تونستیم با استاد عباس کیارستمی تو منزلشون دیدار ملاقات داشته باشیم. از مدتها قبل برنامه یک همایش و نمایشگاه همزمان از آثار هنری بچه ها رو تو ذهن پرورونده بودیم،البته اولش شبیه یک رویای کودکانه و غیر قابل باور بود، ولی با روحیه ی بالای بچه ها و ایمان قلبیشون به این قضیه باعث شد که تا لحظه ی آخر آروم نشینیم و دنبال دعوت از بزرگی چون کیارستمی باشیم . خونه ی بسیار زیبا و مجلل با آثار هنری مثل تنه ی درختهاش، البته در فوقانی ترین قسمت از شهر تهران که من بلد نبودم. چیذر/ ظهر زن زنگ زد و ما حدود 1 ساعت بعدش راه افتادیم سمت تهران برای ساعت 5/5 که شکر خدا با وجود ترافیک بسیار بالاخره سر موقع رسیدیم. اضطراب شدیدی سرتا پامون رو گرفته بود. وارد خونه شدیم، داشت با تلفن صحبت می کرد. بعد اومد و دست دادیم. دعوتمون کرد سر میز نهار خوری بشینیم که راحت تر صحبت کنیم. من شخصا قفل کرده بودم بقیه ی بچه ها هم وضعیتی بهتر از من نداشتند، اون هم که از وضعیت ما اگاه شده بود سعی کرد فضا رو برامون راحت کنه. ازمون سیگار خواست. عماد یه نخ ماربورو بهش داد. بعدا فهمیدم برای ریلکس کردن فضا این کارو کرد. واقعا شخیت و ادبش بسیار مثال زنی و قابل ستایش بود. انقدر رفتارش سنجیده بود که استرس بشدت زیادمون به یک آرامش و احساس صمیمیت عمیق تبدیل شد یه مقدار درمورد فیلمهاش صحبت کردیم بیشتر در مورد فیلم 5 اون شب تا تجریش پیاده اومدیم و شاد بودیم. من هنوز هم باورم نمیشه ما (من، عماد، بیتا، اشتری، آرش و بقیه بچه ها) این کار رو انجام دادیم ولی فکر می کنم این شعار احمدی نژاد اینجا جامه عمل پوشید که: ((ما می توانیم)) و تا حالاش که توانستیم. این مطالب و بواسطه یکی از بهتری دوسنام ( مصطفی سجادی) از سایتoostart.blogfa.com گرفتم. ازش معذرت یخوام چون نونستم عکس خودشم بزارم
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 0:20  توسط سید حسین هاشمی
|
شبي باراني و رسالت من اين خواهد بود
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 5:19  توسط سید حسین هاشمی
|
گذاشتن تاثیری خوب در اولین قرار ملاقات برای ایحاد رابطه شــاید طرف مقابل قصد کار کردن با شما را نداشته باشد، همه مـا مـمـکن است با افرادی روبه رو شویم که در همان 1- خوب لباس بپوشید 2- واضح صحبت کنید آهنگ صدایتان ملایم ولی قابل فهم باشد. از درست و کامل تلفظ کردن کلمات واهمه نداشته باشید. سعی کنید تا آنجا که می توانید با گرامری صحیح صحبت کرده و از صحبت کرده به زبان عامیانه جداً بپرهیزید. همیشه مودب و باوقار باشید. 3- اسم طرف مقابل را به کرات استفاده کنید 4- کمی هم شوخی کنید 5- شنونده خوبی باشید هر از چند گاهی می توانید سرتان را به علامت تایید تکان داده یا از عبارات "می فهمم، درست است یا..." استفاده کنید. راه دیگری که باعث خواهد شد او مطمئن شود که حرف هایش را گوش داده اید این است که از او سوال بپرسید. نکته ی بسیار مهم دیگر این است که هیچگاه وسط حرف طرف مقابلتان نپرید. این کار بسیار گستاخانه بوده و از ادب به دور است. 6- بگذارید طرف مقابلتان مرکز توجه باشد از طرفتان بخواهید که در مورد خود بیشتر صحبت کند. با اینکار باعث خواهید شد طرفتان بفهمد که به او توجه دارید و هم اینکه مطالب بیشتری درمورد او خواهید فهمید که در آینده به دردتان می خورد. با رعایت این شش نکته، مطمئن باشید که در برخورد اول بهترین تاثیر را روی فرد مقابلتان خواهید گذاشت .
+ نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 21:41  توسط سید حسین هاشمی
|
|
|