تبليغاتX
موسسه فرهنگی هنری عرفان

چشمان من

شب در چشمان من است
به سياهي چشم هايم نگاه كن
روز در چشمان من است
به سفيدي چشم هايم نگاه كن
شب و روز در چشمان من است
به چشم هاي من نگاه كن
پلك اگر فرو بندم

جهاني در ظلمات فرو خواهد رفت .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 18:52  توسط سید حسین هاشمی  | 
   بسم الله الرحمن الرحیم

۲ آذر سالروز ولادت دکتر علي شريعتي است. به همين مناسبت هر ساله به پاس خدمات ارزنده او به نسل جوان اين کشور آثار و انديشه هايش مورد نقد و بازخواني مستمر قرار مي گيرد. مجموعه آثار شريعتي که تاکنون بالغ بر   37 اثر رسيده است شامل آثار مختلفي چون، تاريخ، دين، جامعه شناسي، سياست، عرفان، هنر و ..... است. در اين ميان او اهتمام ويژه اي به معرفي الگوهاي خاص ديني دارد. از منظر او معرفي الگوهاي بزرگ در واقع نشان دادن توانمنديها و بستر مساعد تمدني است که توانسته است آنان را در خود پرورش دهد. او مي گويد:

 « اين يک افتخار بزرگي است که هنوز عليرغم همة علل و عوامل سياسي و استعماري و ارتجاعي و مادي که مانع رشد و پيشرفت شخصيت ها و نبوغ ها در جامعه اسلامي هست، اسلام چون گذشته ، قدرت سازندگي انسان و پرورش دهندگي نبوغ را در خود حفظ کرده، نشانه اش اقبال است از نظر جهاني»   (مقدمه « ما و اقبال » / ص 11)

 

یادش گرامی و راهش پر رهرو

 

 


 


آری این چنین شد برادر !


درود بر تو ای پرچم دار تفکر نوین انقلابی اسلام !


سالهای پر بار زندگیت چه زود به انتها رسید !


خواستم که برایت از آنچه بعد از تو بر من و نسل من گذشته است بگویم و بنالم از دردهایی که پس از تو بر من وارد آمده است .


برادر !


امروز سالگرد آمدن توست ! تو رفتی و با هجرت خویش یاران و همفکرانت را در غم تنهایی شان رها کردی !


بعد از تو ما ماندیم و هزاران امید رها گشته و هزاران سر فصل بجا مانده ای از واژه ها ، کلمات و آرمانهایی که تو آنها را به ما شناسانده و به امانت گذاشتی !


ما امانت دار لایقی برای تو و مکتبی که آنرا را به ما شناساندی نبودیم ....


ما با تلاش بی امان تو :


شناختیم توحید را و تفاوت میان شرک و وحدت را ....


شناختیم نبوت را و تفاوت میان ولایت و خلافت را....


شناختیم معاد را و تفاوت میان عاقبت اندیشی مصلحت گرایانه و عشق و شهادت را ...


تو به ما شناساندی که رمز و راز تمامی واژه های مقدس اسلام در حرکت نهفته است و راز تازگی و طراوت اسلام در حرکت ابدی آن به سوی مسیری است که مشیت الهی رقم زده است.


تو به ما آموختی که شاهد باشیم...


تو به ما آموختی که عاشق باشیم....


تو به ما آموختی که:


 خداوند مرا جزء کسانی قرار مده که پول دین را می گیرند و برای دنیایشان خرج می کنند ..ما را جزء کسانی قرار ده که پول دنیایشان را با افتخار در راه دینشان هزینه می کنند...


تو به ما در زندگی پر بار و تلاش بی امان خود آموختی که می بایست یرای اعتلای اسلام و رسیدن به مرز خود آگاهی بخوانیم و بدانیم و به اندازه آگاهی خود  جوابگوی دانایی و مسئولیت اجتماعی و مسلمانی خود باشیم ....


ما هرگز فرصت به پایداری هر آنچه را که از تو آموخته بودیم ، بدست نیاوردیم....


واژه هایی که تو به آنها ماهیت مجدد انقلابی دادی، باردیگر درسردابه های بی تفاوتی و بی مسئولیتی  یخ زده اند......


ما توحید را شناختیم اما در تجلی وحدت عینی جامعه مان دچار ناآگاهی، خود خواهی و جمود  شده ایم....


ما نبوت را شناختیم اما در پیچ و خم خلافت و مصلحت سر در گم مانده ایم...


ما معاد را شناختیم اما در پی تلاش مذبوحانه برای کسب بهشت همه خصوصیات و سرشت بهشتیان را به حراج گذاشته ایم ....


ما می دانیم راه نجات اسلام و مسلمین حرکت بسوی الی الله  است ، اما تمام توان خود را به سوی کسب  ثروت و قدرت (زر و زور) بسیج کرده ایم.


آری اینچنین شد برادر !


تو رفتی و عاشقان راه و مکتبی که تو جان خود را عاشقانه در راه اعتلا و شکوفایی آن گذاشتی جا ماند ه اند!


زمان ما ،جامعه بی درد ما باردیگر نیارمند تو و اندیشه توست !


ای معلم شهید !


بر خیز!.............


 


+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 18:6  توسط سید حسین هاشمی  | 

بيكرانه

در انتهاي هر سفر
در آيينه
دار و ندار خويش را مرور مي كنم
اين خاك تيره اين زمین
پايوش پاي خسته ام
اين سقف كوتاه آسمان
سرپوش چشم بسته ام
اما خداي دل
در آخرين سفر
در آيينه به حز دو بيكرانه كران
به جز زمين و آسمان
چيزي نمانده است
گم گشته ام ‚ كجا
نديده اي مرا ؟
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 14:50  توسط سید حسین هاشمی  |