تبليغاتX
موسسه فرهنگی هنری عرفان
سلام دوستان عزیز بهترین روش تبلیغات  در مورد مسائل فرهنگی هنری از نظر شما چیه ؟

پیشا پیش ممنون از نظری که دادین.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 16:0  توسط سید حسین هاشمی  | 
 
 

خدایا

آتش مقدس شک را

آن جنان در من بیفروز

تا همه یقین هایی را که در من نقش کرده اند بسوزد

وآنگاه از پس توده ی این خاکستر

لبخند مهراوه بر لبهای صبح یقینی

شسته از هر غبار طلوع کند

خدایا

به هرکی دوست میداری بیاموز

که عشق اززندگی کردن بهتر است

و به هرکس که بیشتر دوست میداریش بچشان

                       که دوست داشتن از عشق برتر است !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 20:35  توسط سید حسین هاشمی  | 

بسمه تعالي

اسامي برندگان مسابقه قرآن وآداب اجتماعي (ويژه ماه مبارك رمضان):

 

رديف

نام ونام خانوادگي

شماره شناسنامه

نوع جايزه

1

ماني ابراهيمي

3457

كمك هزينه مشهد مقدس

2

علي جانقربان

11404

كمك هزينه مشهد مقدس

3

منا كاشف

26542

كمك هزينه مشهد مقدس

4

قديسه محمدي

45

تلوزيون رنگي 21 اينچ

5

پريسا نوري

325

تلوزيون رنگي 21 اينچ

6

ليلا شاهي

697

تلوزيون رنگي 21 اينچ

7

فريده قاضي

-

تلوزيون رنگي 21 اينچ

8

كاطم فاتحي

1203

تلوزيون رنگي 21 اينچ

9

حسام الدين روحي

-

فرش 3×4

10

شبنم فروغي

230

فرش 3×4

11

بهنام رضايي

4562

فرش 3×4

12

الهه اسكندري

5306

فرش 3×4

13

مرتضي عباسي

0-2587945-12

فرش 3×4

14

محسن اسلاميان

1404

فرش 3×4

15

نازيه پور كياني

247

فرش 3×4

16

مرتضي ثابتين

-

فرش 3×4

17

محمد تركش

1650

فرش 3×4

18

ترانه قرباني

4

فرش 3×4

19

تكتم اسادات رضوي

853

نيم سكه

20

حسنعلي عسكري

1702

نيم سكه

21

مصطفي شادي

1548

نيم سكه

22

موسي ابراهيمي

993

نيم سكه

23

جلال  ستاري

-

نيم سكه

24

قدير علي اصفهاني

450

ربع سكه

25

فرزانه صيامپور كيچي

39

ربع سكه

26

زينت سخاوند

3696

ربع سكه

27

محمد رضا مينويي

 

ربع سكه

28

علي كياني

3279

ربع سكه

29

سيده مهسا هاشم زاده

-

ربع سكه

30

فرشيد نصر

882

ربع سكه

31

علي كريمي ريزي

518

ربع سكه

32

مرتضي ابراهيمي

1037

ربع سكه

33

مهتاب خسروي

247

ربع سكه

34

قربانعلي نصر

3-088776-127

پتوي گلبافت

35

محسن براتي پور

0-052321-127

پتوي گلبافت

36

مرجانه كياني

3659

پتوي گلبافت

37

مليحه رياحي

2577

پتوي گلبافت

38

آذر سحابي

8

پتوي گلبافت

39

جعفر محمدي

354

پتوي گلبافت

40

محمد كبيري

4056

ساعت ديواري

41

حسين خدارحمي

422

ساعت ديواري

42

ليلا كبيري

-

ساعت ديواري

43

ليلا نبهان

-

ساعت ديواري

44

اصغر باريكرو

-

ساعت ديواري

45

سيد محمد حسين طباطبايي

-

ساعت ديواري

46

آذر كاوياني

-

ساعت رو ميزي

47

مليحه جعفري

-

ساعت رو ميزي

48

عصمت ايرانپور

-

ساعت رو ميزي

49

مريم مومني

53732

ساعت رو ميزي

50

ماه پري نصوحي

-

ساعت رو ميزي

 

افراد منتخب با در دست داشتن كارت شناسايي معتبر شخصاً جهت دريافت جايزه خود در روز دوم آذر ماه مصادف با تولد حضرت معصومه عليها سلام به آدرس موسسه مراجعه فرمايند.

توجه:

هدف از برگزاري اين مسابقه برقراري هرچه بيشتر انس با قرآن و استفاده از كرامات اين كتاب الهي بوده است.                        

« التماس دعا »

       مديريت موسسه فرهنگي هنري عرفان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 20:21  توسط سید حسین هاشمی  | 
                                                   هنر برتر از گوهر آمد پدید

گرچه امروزه واژه هنر بیشتر به هنرهای دیداری اشاره دارد ولی مفهوم هنر در درازای سده‌ها همواره دستخوش دگرگونی بوده است. شاید فشرده‌ترین تعریفی که از مفهوم هنر می‌توان بدست داد این باشد که «هنر به همه کوشش‌های خلاق انسانی گفته می‌شود که ارتباط مستقیمی با بقاء و تولیدمثل نداشته باشند». در گستره بزرگ‌تر، هنر در اصل یک واژه کلی برای اشاره به حس و انگیزه انجام یک حرکت خلاق است. از همین انگیزه خلاقیت بود که تمامی تلاش‌های دیگر انسانی همچون دانش‌آموزی (از راه کیمیاگری) و دین (از راه شمن‌گرایی) پدید آمد.

واژه هنر در پارسی میانه به شکل هونر بوده که از دو پاره هو (خوب)+ نر (مرد) تشکیل یافته و در جامعه مردسالار ایران همانگونه که دلاوری را "مردانگی" و ایستادگی را "پایمردی" نام گذارده‌اند خلاقیت والا را نیز هونر ("خوبمردی") نامیده اند. البته این روند در بیشتر زبان‌های گیتی بچشم می‌خورد و در جوامع نوین این گونه واژه‌ها بار جنسیت‌گرای پیشین خود را از دست داده و برای مفاهیمی معتدل و خنثی بکار می‌روند. واژه هنر هم در پارسی به همین اعتدال غیرجنسیت‌گرایانه رسیده است.اما به طور کلی هنر مقولهٔ قابل تعریفی نیست..همانطور که"فرهنگ"، "عشق"، "هویت"، و ... قابل تعریف نیستند...و درواقع، همه اینها را تنها از روی صفاتشان می‌‌توان شناخت...هنر گونه‌ها و شاخه‌های زیادی دارد شامل هنرهای تجسمی و هنرهای نمایش و...است .مانند: فیلم، سینما، عکاسی، کاریکاتور،‌ ادبیات، تئاتر، گره‌چینی، کوزه‌گری،‌ نگارگری، موسیقی، خاتمکاری، منبت‌کاری، قالی‌بافی، تندیس‌گری معماری و جزاینها.

هنرهای هفتگانه عبارت‌اند از:1- معماری 2- هنرهای دستی مانند:مجسمه سازی، شیشه گری و ...3- هنرهای ترسیمی شامل: نقاشی و خطاطی و... 4- ادبیات شامل شعر و داستان، نمایشنامه ، فیلمنامه و نثر 5- موسیقی 6- ورزش، رقص و حرکات نمایشی 7-هنرهای نمایشی:فیلم و سینما و تئاتر و ... وجوه مشترک آثار هنری عبارت‌اند از: الف- تخیل به عنوان مهم‌ترین عامل در شکل گیری اثر هنری ب- عاطفه و احساس هنرمند: وجه اشتراک دیگر آثار هنری آن است که همه آثار هنری از عاطفه و احساس هنرمند سرچشمه میگیرند نه از تفکر منطقی و عقلانی او.

ج- چند معنایی بودن و منشور مانندی، وجه اشتراک سوم تمام آثار هنریست.این جنبه از خصایص آثار هنری، در واقع از دو ویژگی قبلی که برشمردیم، نتیجه می‌شود. بدین معنی که هر پدیده‌ای که عنصر اصلی سازنده آن تخیل و عاطفه باشد، بی شک نمی‌تواند معنایی منجمد و تک بعدی داشته باشد.از این روست که هر کس در برابر آثار هنری می ایستد، دریافت و استنباط خاصی دارد.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 1:36  توسط سید حسین هاشمی  | 
یک نمونه خطای دید، اثر هنرمند مجاری تبار، ویکتور وازارلی
بزرگ شود
یک نمونه خطای دید، اثر هنرمند مجاری تبار، ویکتور وازارلی
 
هنر دیدگانی

هنر دیدگانی (Optical Art یا Op Art) به نوعی نقاشی یا اشکال دیگر هنر گفته می‌شود که با خطای دید سر و کار دارند و یا از آن استفاده می‌کنند. هنر دیدگانی، یک جنبش هنری بود که در سالهای دههٔ شصت میلادی، از هنر پاپ (Pop Art) مشتق شد و به صورت مکتبی مستقل درآمد.
بسیاری از نمونه‌های مشهور هنر دیدگانی سیاه و سفید رسم شده‌اند، به این دلیل برخی آن را آبستره می‌دانند. بیننده‌ای که به آثار این سبک می‌نگرد، ممکن است حرکت، چشمک زدن، خاموش و روشن شدن، چرخش، لرزش یا جهش مشاهده کند.
عبارت انگلیسی Op Art اولین بار به سال ۱۹۶۴ در مجلهٔ تایمز آمده، اگر چه بسیاری آثاری که امروزه به عنوان Op Art دسته بندی می‌شوند، پیش از این تاریخ آفریده شده‌اند.
در سالهای اخیر با گسترش و رشد گرافیک کامپیوتری انواع جدیدی از این آثار پدید آمد که نمونهٔ شاخص آنها، تصاویری بود که در سالهای دههٔ ۷۰ خورشیدی به نام تصاویر سه بعدی در جراید به چاپ می‌رسید.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 1:25  توسط سید حسین هاشمی  | 
سه‌تار از سازهای مضرابی موسیقی ایرانی است. سه‌تار را معمولاً با مضراب نمی‌نوازند و با ناخن زخمه می‌زنند.

سه‌تار و انواع سازهای شبیه به‌آن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحی مرکزی آسیا و خاورمیانه رواج داشته است. به نظر می‌رسد که سه‌تار از قرن چهارم رواج داشته است.

سه‌تار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد. بنابر گفته ابوالحسن صبا، سیم چهارم را درویشی به نام مشتاق علیشاه به سه‌تار اضافه کرده است. جنس کاسه سه‌تار از چوب درخت توت و دسته آن از چوب گردو است.

از سه‌تار نوازان معروف از درویش خان، میرزا عبدالله، ابوالحسن صبا، روح‌الله خالقی، عبادی، محمدرضا لطفی، جلال ذوالفنون و حسین علیزاده نام برد.

برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند.

در گدشته براي از بين بردن اين ساز زيبا و دل نواز آن را چوب سگ زني ناميدند. ولي با تلاش بزرگان اين ساز اين مهم به انجام نرسيد.

سه تار از دسته سازهای مضرابی و يکی از سازهای خانواده تنبور و از اصيل ترين از نظر سابقه تاريخی از قديمی ترين سازهای ايرانی است. ساختار اين ساز شباهت زيادی به تنبور و دوتار داشته، از دو قسمت کاسه صدادهی و دسته تشکيل شده است.

اين ساز از ابتدا همان طور که از نام آن بر مي آيد دارای سه سيم بوده است اما با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سينا، صفی الدين ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزايش سيم چهارم به اين ساز را درک کرده و سه تارهای امروزی دارای چهار سيم هستند. چهارم سه تار به سيم مشتاق معروف است و به روايتی از ابوالحسن صبا اين سيم را اولين بار درويشی به نام مشتاق عليشاه به اين ساز اضافه کرده است. کاسه سه تار از نظر ساختاری همانند کاسه تنبور و عود است ولی اندازه آن کوچک‌تر و اغلب طول قسمت کاسه ساز بين ۲۰ تا ۲۵ سانتيمتر مي باشد. در در قسمت انتهایی کاسه ساز ابزاری چوبين برای نگهداری سيم های ساز وجود دارد که عموماً سيم گير خوانده ميشود. سيم از يک طرف به سيم گير در انتهای کاسه و از طرف ديگر به گوشی های کوک شونده در انتهای دسته ساز بسته مي شوند.

کاسه سه تار را معمولاً از چوب توت ساخته مي شود ممکن است بر روی دسته ساز که عمدتاً از چوب گردو تراشيده ميشود و در معرض ساييدگی است از قطعات استخوان شتر يا به ندرت از عاج فيل استفاده گردد که با اين کار دسته ساز نمايي شبيه به دسته ساز تار پيدا ميکند.

سه تار دارای صدایي مخملين و ظريف بوده از آنجاييکه که با نوک ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته مي شود، صدای ساز ارتباط مستقيمی با اعصاب و روان نوازنده پيدا مي کند و از اين رو سه تار را اغلب همدم اوقات تنهايي خوانده اند.

اغلب شنوندگان، ساز سه تار را دارای لحن و نوای غمگينی احساس مي کنند، اما نوازندگان معاصر موسيقی ايرانی در تلاش برای توسعه موسيقی مدرن و نوی ايران، اثار زيبايي آفريده اند که با حال و هوايي که تا دو دهه پيش از اين ساز تصور ميشد کاملاً متفاوت است. نوازندگان و آهنگ سازانی مانند حسين عليزاده، مسعود شعاری، جلال ذوالفنون با الهام از متقدمين چون ابوالحسن صبا، نورعلی برومند، سعيد هرمزی و ديگران، اثار باارزشی با ساز سه تار خلق کرده اند.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 0:48  توسط سید حسین هاشمی  | 

به همه دروغ گفتم احساسم را آخر خودم هم باور نکردم
قصه کهنه سال هاست تکرار شده آخرش هم خوب پيداست
 
خودم را دل داري مي دهم به امروز قانع باش
اين خود گول زدنست
کجاي دنيا آدمي باخودش اين طور هست
چه کنم من هم اين طوريم
                      

راز دل را نگفتن را بايد ياد بگيرم
تورا ديدن دهان را بستن را بايد ياد بگيرم
چيزي غير از خودم بودن را همين طور
احمقانه زندگي کردن را

 جاي پات روي دلم تنها نيست
اما يک چيز را فهميدم که ميشود تورا تنهاي تنها دوست داشت
از فکر کردنت مست شد
در انتظارت خوابيد
چشمهايم براي ديدنت لحظه ها را مي بلعد
کاش ميفهميدي اما نه از فهميدنش مي ترسي

شنونده بودنت آزارم ميدهد حس راديو بودن خوب نيست
فرداهم روز توست ولي من در غم امروزم که شايد عاشقانه تر ميشد گذراند
حقيقت چيز ديگريست که نه من فهميدم و نه تو
تو در دنياي خود غوطه وري و من در دنياي تو غوطه ورم
به دنبال حس جديد دل به نا کجا آباد سر زده است
بغض نامرد دور گلوم چنبره زد
اشک ها  در پي مسير خوشتراش گونه پيدا مي شوند
باز هم شور است! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 11:44  توسط سید حسین هاشمی  | 

تار:

جمله اي در هنر نوازندگي وجود دارد که مي گويد: بهترین ساز آن سازي است که نوازنده احساس کند این ساز در آغوش و دستان او به راحتي قرار گرفته و صدایی طبیعی و مطبوع نسبت به ذائقه فرهنگی او به وجود مي آورد.
و الحق که با نگاهي در بین سازها در خواهیم یافت که تار يک چنین سازی است.
نغمه هایی بسیار روح انگیز دارد و وقتی در آغوش نوازنده اش قرار می گیرد گویی که این چوب و پوست از روح نوازنده خود جان می گیرند و زنده می شوند.
تار یکی از قدیمی ترین سازهای ایرانی است که به آن وتر نیز گفته می شود.
اگر چه ما هنوز اطلاعات درستی از تاریخ دقیق پیدایش و ساخت آن نداریم ولی از قرار معلوم ان به زمان ابو نصر فارابی بر مي گردد.
موسیقی دانان قدیم و بزرگی چون صفی الدین ارموی،خواجه بها الدین و ابوالفرج اصفهانی و تنی چنداز شاعران و نویسندگان دوران گذشته درباره تقسیم فواصل پرده های که هم خوان و موافق پرده های تار نیز می باشد مطالبی گفته، شعری سروده و یاد کرده اند.
به عنوان مثال بابا طاهر همدانی شاعر شوریده و عارف ایران که در نیمه قرن پنجم هجری مي زيست در سروده ای از خود چنین این ساز را یاد مي کند:
دلی دیدوم چو مرغ پا شکسته، چو کشتی، بر لب دریا نشسته
همه گویند طاهر، تار بنواز صدا چون مي دهد تار شکسته
شکل ظاهری کاسه تار شبیه دل است و شاید به خاطر همین است که تار را ساز اهل دل و حال و تسکین دهنده روان آدمي لقب داده اند زیرا تار دارای صدای لطیف و دلربا است که بسیاری از متفکرین، عارفان، فیلسوفان، وارستگان و صوفیان پاک دل به آن عشق مي ورزند.
تار صدایی گرفته، محزون و کاملا شرقی دارد و از جنبه داشتن رزونانس، قدرت صدایی بالا و اجرای دستگاه ها و آوازهاي موسيقي سنتی ایران برترین و کاملترین ساز ایرانی محسوب مي شود.
تار از يک کاسه که روی آن پوست کشيده درست گردیده که همین کاسه نیز به دو قسمت بزرگ و کوچک تقسیم شده که قسمت بزرگ را شکم و کوچک را نقاره مي نامند.
دسته تار معمولا 45 تا 50 سانتی متر است که بر کناره های جلوی آن دو روکش استخوانی کار گذاشته شده است در انتهای دسته تار جعبه ای تعبیه شده که ب ه جعبه گوشی معروف است، که از هر طرف آن سه گوشي بر سطوح جانبی این جعبه قرار داده شده که سیم های تار را به دور آنها مي پیچند.
تعداد سیم های تار شش عدد است که از آخر کاسه یا شکم شروع شده و از روی خرک که به منظور بالا نگاه داشتن سیم ها بر روی پوست قرار گرفته مي گذرد.
اين شش سیم در تمام طول دسته کشیده شده و به داخل جعبه گوشي ها رفته و به دور آنها پيچيده شده است.
سیمهای ششگانه عبارتند از:
دو سیم سفید( پائین) که همصدا کوک می شوند.


دو سیم زرد( همصدا)
یک سیم سفید نازک به نام زیر
و یک سیم زرد(بم)
که دو تای آخری غالبا به فاصله اکتاو کوک می شوند.
فاصله سیم های هم صوت سفید، نسبت به سیم های زرد غالبا چهارم و سیم های سفید نسبت به سیم بم معمولا فاصله اکتاو یا هفتم را تشکیل می دهند.
تار با مضرابی کوچک از جنس برنج به طول تقریبی سه سانتی متر نواخته می شود. در قسمتی از نصف طول مضراب، برای آنکه در دستهای نوازنده راحت قرار گیرد با موم پوشیده شده است.
در گذشته سازندگان تار در گوشه و کنار کشور بسيار بودند که نامی از ایشان به جای نمانده و تنها تنی چند از ایشان مثل استاد خاجیک، هامبارسون، فرج الله، آقا قلی، یحیی، برادران صنعت و استاد حاجی و پسرش رمضان شاهرخ شناخته شده اند.
کسانی که به بقای اين ساز و تکامل ان کمک کردند و عمر خود را بر سر این کار نهادند.

منبع: سازشناسی از سری برنامه های نیستان

 
   
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 8:14  توسط سید حسین هاشمی  |